حسن سيد اشرفى

417

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

لاجل توهّم اختلاف المشتقّ باختلاف مباديه : ضمير در « مباديه » به مشتقّ برگشته و اين عبارت ، بيان دليل بوجود آمدن اقوال بسيار و كثيره در بين متأخّرين مىباشد . او بتفاوت ما يعتريه من الاحوال : ضمير فاعلى در « يعتريه » به ماء موصوله و ضمير مفعولىاش به مشتقّ برگشته و « من الاحوال » بيان ماء موصوله مىباشد . الى انّه لا يوجب التّفاوت فيما نحن بصدده : ضمير در « انّه » و « لا يوجب » به اختلاف در مبادى و تفاوت احوال عارض بر مشتقّ و در « بصدده » به ماء موصوله كه مراد از آن موضوع له مشتقّ بوده برمىگردد . و يأتى له مزيد بيان : ضمير در « له » به اختلاف در مبادى موجب تفاوت در موضوع له مشتقّ نبوده برمىگردد . على ما هو المختار و هو اعتبار التّلبّس فى الحال : ضمير اولى « هو » به ماء موصوله كه به معناى رأى و نظر بوده برگشته و ضمير دومى « هو » به « المختار » برمىگردد . و خلافا لمتقدّميهم : ضمير در « متقدّميهم » به اصحاب برمىگردد . و يدلّ عليه : ضمير در « عليه » به مختار برمىگردد . صحّة السّلب مطلقا عمّا انقضى عنه كالمتلبّس به : مراد از « مطلقا » صحّت سلب حمل چه به حمل اوّلى و چه به حمل شايع صناعى بوده و ضمير در « انقضى » و « به » به مبدأ و در « عنه » به ماء موصوله در « عمّا » كه مقصود از آن ذات بوده برمىگردد . و ذلك لوضوح : مشاراليه « ذلك » صحّت سلب از منقضى از مبدأ مىباشد . و ما يرادفها من سائر اللّغات : ضمير فاعلى در « يرادفها » به ماء موصوله و ضمير مفعولىاش به قائم ، ضارب و عالم برگشته و « من سائر اللّغات » بيان ماء موصوله بوده و مقصود از مرادف قائم و ضارب و عالم يعنى كلماتى كه در زبانهاى ديگر به اين معنا بوده مىباشد . و ان كان متلبّسا بها قبل الجرى : ضمير در « كان » به من موصوله يعنى ذاتى كه متلبّس